Call of Juarez

سبک شوتر اول شخص را به جرات می توان از رنگارنگترین سبک های بازی های کامپیوتری نامید به طوری کهتعداد بازی های بزرگ در آن غیر قابل شمارش است. در این سبک از دوران جنگجهانی گرفته تا آینده ای بسیار دور دست مایه ساخت بازی قرار گرفته اند، تازهدر همین سوژه های ذکر شده هم نوآوری های فراوانی دیده شده است مثلا بازیزیبایی مانند Far Cry یک بازی شوتر در زمان معاصر به همراه مایه هایتخیلیست که برای اولین بار در تاریخ این سبک جزیره ای را به عنوان گهوارهی روایتش انتخاب کرد که بعد ها مورد تقلید قرار گرفت. اما در حال و هوایوسترن هیچ وقت بازی ها نه کیفیت بالایی نسبت به دیگر سوژه ها داشته اند نهاینکه توانسته اند بازی متناسبی را بوجود بیاورند! سال هاست که به همانبازی Outlaws به عنوان سردمدار حال و هوای غرب وحشی دلخوش کرده ایم و تک وتوک بازی هایی که با این حال و هوا سر و صدایی بر پا کرده اند عملا دررسیدن به جایگاه Outlaws ناموفق بوده اند، اما وضعیت بازی Call of Juarez کاملا متفاوت است چرا که این بازی مخلوط همگنی از فیلم های غرب وحشیست کهدر زمینه ی صدا گزاری، گیم پلی، داستان، موسیقی در سطح فرا بالایی قراردارد اما در زمینه ی گرافیک هم با یکی از شاهکار های سال های اخیر در سبک وسترن روبروهستیم و بدلیل اینکه محیط های متفاوت در بازی زیاد دیده می شوند ارزشاینکار چندین برابر شده است. بازی ایده های خوبی را به سبک شوتراضافه کرده است که جای تحسین دارد و Techland با عرضه ی این بازی جای خودشرا در بین بازی سازها باز کرده است، اگر چه کماکان جا دارد تا بعنوان یکغول وارد عرصه ی بازی شود اما مهم اولین قدم بود که بر داشته شد و این بازی بر خلافبازی های گذشته این شرکت بود که از لحاظ فنی دارای مشکلات زیادی بودند. مثلا Chrome در عین خوبی هایی که داشت اصلا دلنشین نبود.COJ قطعا از خیلی از بازی های خوب این سبک مثل GUN یا Red Dead Revolver به سادگی جلو زد و تا به امروز بهترین بازی با این حال وهوا در سبک شوتر بوده است.

داستان بازی از دو زاویه دید کاملا متفاوت روایت می شود که در حقیقتماجرای یک تعقیب گریز مرگبار است که در آن شما هم نقش فراری را ایفا میکنید هم نقش تعقیب کننده! فراری فردیست به نام Billy که او را محکوم بهجرم قتل والدینش کرده اند که طبق باور خودش آن را انجام نداده است یا بهقول معروف حتی روحش هم از ماجرا خبر ندارد. از طرفی تعقیب کننده فردیست بهنام Reverend Ray که در واقع عموی Billy می باشد و خودش فردی خلافکار است که با وجود همه ی جنایت هایش در زندگی اکنون روی به دین آورده و تبدیل به مرد دیندار شده است و در کلیسایی زندگی می کند، او در سرش صدای خدا را می شنودو فکر می کند که توسط خدا برای مجازات مجرمان و گسترش خداپرستی اتنخاب شدهاست و ... . خوب بیشتر از این داستان را ادامه نمی دهیم. اینکه ماجرای ایندو نفر به کجا می رسد و پیچ و خم های داستان تا کجا پیش می رود بازی رابسیار زیبا کرده است و اینکه کلا روایت داستان این دو نفر کاملا متفاوت ازدیگریست و اینگونه نیست که مراحل هر دو شخصیت به یک شکل باشند، جذابیتهای داستان را بیش از پیش افزایش می دهد. شخصیت پردازی Billy و Ray هم بهگونه ایست که شما هم با Billy احساس همدردی می کنید و هم از Ray بدتان نمیآید. بازی حتی اگر هیچ نکته ی مثبت دیگری هم نداشته باشد داستانی دارد کهدنبال کردن آن حتما ارزش ادامه بازی را دارد. روایت داستان از زاویه ی دید بیش ازیک نفر کار معمولی نیست اما همه آنهایی که به دنبال این روایت رفته اندموفق بوده اند (Fahrenheit را به یاد بیاورید) و Call of Juarez هم بدلیلهمین نوع روایت و البته شوک های ناگهانی که در طول بازی به گیمر وارد میکند در زمینه ی داستانی حرف های زیادی برای گفتن دارد. شاید داستان بازیدر نقاط خاصی شما را به یاد فیلم های وسترن و اتفاقات کلیشه ای موجود دراین موضوع بیاندازد اما بدلیل نو بودن سوژه و نوع روایی آن بیشتر بهمانند یک سری اقتباس های کوچک می ماند تا کپی برداری کامل. در بازی غیراز دو شخصیت اول بازی بقیه ی شخصیت ها که تعداد کمی هم دارند از شخصیتپردازی آن چنانی برخوردار نیستند و حتی اگر وقتی را صرف گسترش شخصیت هایدیگر کرده بودند باز هم بدلیل تمرکز اصلی داستان بر روی دو شخصیت کلیدی،شخصیت های دیگر آن چنان که باید مورد توجه قرار نمی گرفتند. داستان بازیبدلیل اینکه تا حد امکان از کلیشه های اصلی دور شده و از آن ها به عنوانرویه ی اصلی خود استفاده نمی کند بسیار جذاب است که از شروع بازی، گیمر را بهدنبال خود می کشد و با تله های خاص خود که خیلی هم ناگهانی هستند او راگاها شوکه می کند.

داشتن دو شخصیت متفاوت برای انجام بازی باعث به وجود آمدن دو نوع گیم پلیکاملا متمایز از هم شده است به طوری که مراحل Billy بیشتر بر پایه ی انجامکارها، به بی سر و صدا ترین شکل ممکن است در حالی که مراحل Ray از یک اکشنرو به جلو برخوردارند و امکاناتی که این دو شخصیت دارند کاملا این حس رامنتقل می کند. در مراحل Billy شما با بازی در مایه های مخفی کاری و البتهبا آرامش زیاد طرف هستید که تاکید اصلی آن بر مخفی کاریست اما این دلیلنمی شود که نتوانید بازی را به صورت کاملا اکشن انجام دهید اما باید این نکتهرا هم مد نظر داشته باشید که در صورت ایجاد دردسر فراوان Billy بعد از 4-5دقیقه می میرد چرا که امکانات او در مبارزات شلوغ اصلا کارآمد نیستند. دراین مراحل تاکید بیشتز بر درگیر نشدن با دشمنان است و اگر قرار است درگیریایجاد کنید نباید دیده شوید بلکه باید از راه دور دشمنان را نابود کنید وحتی الامکان تلاش کنید که در هر زمان مجبور به کشتن بیش از یک دشمن نباشیدکه خاصیت زوم کردن در هنگام تیر اندازی توسط Billy هم این حس مبارزه ازدور را کاملا به گیمر گوشزد می کند. و البته باید این نکته را هم مد نظرداشته باشیم که چیزی به اسم اسلحه گرم آنطور که باید در طول مراحل Billy وجودندارد. در یک کلام باید بگوییم که سبک بازی با Billy هر گیمری را یاد سریبازی های Thief می اندازد (به خصوص اینکه در اکثر مراحل بیلی به کار هایدزدی هم دست می زنیم) منتها این بار به جای حال و هوای قرون وسطایی بادوره ی غرب وحشی روبرو هستیم و البته یک تعقیب و گریز مرگبار.

از طرف دیگر مراحل Ray کاملا در مقابل مراحل Billy قرار می گیرند چون در این مراحل بایک اکشن کاملا نفسگیر روبرو هستیم که از سطح کیفی بالایی بر خوردار است.قابلیت جالب دیگر Ray کتاب مقدس (انجیل) است که به نظر ما اگر خودتان درطول بازی کارایی آن را دریابید بهتر خواهد بود. امکان ویژه ی Ray سیستم Concentration mode می باشد که دقیقا بر گرفته از سیستم Bullet Time است که باوارد شدن به این حالت سرعت بازی آرام می شود و شما می توانید با آزادی عملبیشتری دشمنان را بکشید و با عکس العمل های سریع خود تعداد زیادی را درمدت کوتاهی به هلاکت برسانید. نکته ی مهم دیگر در مورد Ray اینست که اوبدلیل استفاده از یک سپر محافظ آهنی در جلوی سینه اش می تواند نسبت به Billy آسیب بیشتری ببیند که در پیشروی در بازی به شما کمک زیادی می کند.اما نباید با حساب این امکان احساس کنید که مراحل Ray آسانتر است چرا کهدر مراحل Ray با تعداد بسیار زیادی از دشمنان روبرو هستیم که از روش هایخاص خودشان به شما حمله می کنند و هدف آن ها روبرو شدن با شماست در حالیکهدر مراحل Billy این فرصت را دارید که بدون درگیری راه خود را پیش ببرید والبته میزان مهمات شما در هنگام بازی با Ray هم مناسب حال یک بازی رو بهجلوست. در بازی دوئل هایی هم وجود دارد که شما با باس های بازی انجام می دهید و باید بعد از تمام شدن شمارش معکوس، سریعتر از دشمن خود سلاح خود را خشاب بیرون کشیده و دشمن را از پای درآورید در غیر این صورت کشته خواهید شد. نکته ی جالب توجه دیگر در مورد مراحل Ray سیستم جالب تیراندازی آناست، در این سیستم شما با کلیک راست موس از تفنگی که در دست راستتان قراردارد شلیک می کنید و توسط کلیک چپ از تفنگ دست چپ استفاده می کنید که واقعاایده ی جالبیست و گیمر را بسیار هوشیار تر از بازی های مشابه نگه می دارد. در کل باید گفت که طرفداران بازی های مخفی کاری با Billy و طرفداران دوآتیشه ی بکش بکش و البته یک مقدار چاشنی سرعت عمل با Ray حال می کنند.

قسمت اسب سواری بازی هم به خوبی کار شده و حرکات اسب هنگامی که روی آن مشغول سوار کاری هستید بسیار قابل قبول می باشد. شما می توانید مسافت های طولانی را با اسب خود بسیار راحتر طی کنید و به تعقیب و گریز با دشمنان بپردازید، همچین قادر خواهید بود که از روی اسب از سلاح خود نیز برای نابودی دشمنان در حین حرکت استفاده نمایید.

شاید دلیل همه ی این جذابیت ها این باشد که سازندگان این جرات را به خودداده اند که هر کاری را دوست دارند با گیم پلی بازی انجام دهند و از هرسبکی ته مایه ای را وارد آن کنند. فضا سازی بازی بسیار قویست و کاملا شمامی فهمید که در چه فضایی (غرب وحشی) قرار دارید. البته ما خودمان در آندوران زندگی نمی کردیم اما به واسطه ی فیلم ها و کتاب های بیشمار مربوط بهاین سوژه سال هاست که این فضا را شناخته ایم. شهرهای بازی نقش به سزاییدر این فضا سازی داشته اند، مخصوصا اولین نکات چشمگیر آن ها یعنی رنگ خاکی وساختمان های چوبی که آدم را یاد صحنه های دوئل فیلم های وسترن می اندازد والبته فضا های جنگلی و غیر شهری بازی که در آن ها دشمنانی به نام حیواناتوحشی و سرخپوست ها را دارید، هم حال و هوای خاص خود را دارند که دنیای بازیرا هر چه زنده تر و پر تکاپو تر به نمایش می گذارند. نکته ای که باعث می شود بازی برای گیمر حالتی تکراری پیدا کند دقیقا پیشروی در بازیست چرا که شما مثلا یک مرحلهرا با Billy با درد سر های خاص رد می کنید و بعد نوبت Ray است که رد پای Billy را در آن مرحله دنبال کند و به نابود کردن افرادی بپردازد که درمرحله ی قبلی حضور آن ها شما را مجبور به مخفی کاری کرده بود و این ریتمپشت سر هم تکرار می شود. و اینکه شما بار ها Ray را در چند قدمی Billy میبینید ولی او هرگز به Billy نمی رسد یکمحوصله ی آدم را سر می برد اما نوع انجام بازی که با دو شخصیت متفاوت استباعث می شود که اصلا احساس اینکه یک مرحله را دو بار انجام داده اید بهشما دست ندهد. اما در یک کلام سیکل تکرار شونده ی کاری بازی حسرت یک هیجاندرست و حسابی را بر دل شما می گذارد.

متاسفانه بازی یک مشکل اساسی داردکه آن هم سیستم AI (هوش مصنوعی) است که کل ارزش های بازی را خصوصا در مراحل Billy از بینبرده است، چرا که دشمنان بسیار بی تفاوت نسبت به امور رفتار می کنند و این امر باعث می شود تا گذراندن مراحلمخفی کاری بسیار آسان گردد. و البته مراحل Ray را هم تبدیل به یکبازی بکش و برو جلو کرده است که فقط ازدحام دشمنان در این مراحل باعث شده کهاین مراحل کمی دشوار باشند. به فرض هنگامی که با Billy بازی می کنید اگر یکی از دشمنان شما را شناسایی کند کافیت به سرعت از آن منطقه دور شوید، در حالی که دشمنان شما را مشاهده می کنند که به کدام طرف می روید ولی از یک اندازه ای بیشتر دنبال شما نمی آیند و دیگر کاری با شما ندارند.

گرافیک بازی بسیار عالی و زیباست و اینکه با موتور یک بازی (Chrome) مربوطبه سال 2003 ساخته شده است واقعا چنین گرافیکی تعجب برانگیز است! خصوصامدل سازی و متحرک سازی شخصیت ها که در سطح بالایی قرار دارد که باعث می شودما هر چه بیشتر زیبایی های بازی را تحسین کنیم. محیط های بازی هم پر ازجزییات هستند و البته فیزیک تحقق گرایی بازی که در خیلی از مراحل هم بهکمک گیمر می آید در این زیبایی بی تاثیر نبوده است. محیط های غیر شهری بازیدر حقیقت جایی هستند که به گرافیک واقعی بازی پی می برید چرا که این محیطها بسیار وسیع هستند و جزییات فراوانی دارند اما کوچکترین افت فریمی راباعث نمی شوند. مدل های اسلحه ها هم خوب کار شده اند یا بهتر بگوییمکاملا طبیعی هستند و بدلیل سیستم تیراندازی بازی هم این حس را به شما

/ 0 نظر / 22 بازدید